|
دخترم رامیلا | ||
|
سلام بر بلاگر های عزیز من javan68 هستم خواهر وجیهه...از اونجایی که خودش نمیتونست بیاد از من خواست تا بیام و خبر دنیا اومدن رامیلای کوچولو موچولو رو بدم...خیلی نازه بعدا عکسشو براتون میزارم....2 روز بعد از دنیا اومدن رامیلا بخاطر زردی رفتیم بیمارستان و 8 روز خواهرم تو بیمارستان بالای سر بچه موند تا سلامت مرخص شد..خودش انقدر گریه کرد که دیگه رنگی بر رخسار نداشت و شده بود کچ دیوار...تازه غذا هم نمیخورد(داستان داشتیم...حالا خودش میاد میگه...
مراقب خودتون و کودکان دلبندتون باشین...اقا شاید یکی گرمایی باشه.........والا !!!
***موفق و پیروز باشید*** در ضمن از لطفی که به خواهر این حقیر داشتید ممنونم و حتما پیام های پر از لطفتون رو به ایشان ابلاغ میکنم.... فعلا [ چهارشنبه ٢٥ اسفند ۱۳۸٩ ] [ ٧:٤٦ ب.ظ ] [ وجیهه ]
|
||